حسن بن حسين شيعى سبزوارى
70
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي )
من كنيد . گفتند : نياييم كه تو در ما عاصى شدهاى و زن يتيم ابو طالب شدهاى . خديجه از آن غمناك شد . ناگاه چهار [ 28 - پ ] زن را ديد كه درآمدند درازبالا و نيكو [ سيرت و خوب ] « 1 » صورت . بر وى سلام كردند . گفتند : ما خواهران توايم . حق تعالى ما را فرستاده است تا تولّاى كار تو كنيم . يكى گفت : من سارهام زن ابراهيم خليل و آن ديگر آسيه ، زن فرعون و آن مريم بنت عمران و آن امّ كلثوم خواهر موسى . پس در گرد وى نشستند . فاطمه - عليها السّلام - بر زمين آمد . [ طاهره و مطهّره ، ] « 2 » نورى ازو بتافت كه تمامت مكّه از آن روشن شد و ده حور درآمدند ، با هر يكى طشتى و ابريقى از بهشت و در آن ابريق آب كوثر بود . او را به آن شستند و دو پاره جامه سفيد آورده بودند از مشك و عنبر « 3 » خوشبوىتر . در يكيش پيچيدند و ديگرى مقنعهاش ساختند و وى را گفتند : سخن گوى به اذن خداى تعالى . گفت : « أشهد أن لا إله الّا اللّه و أنّ أبى محمّدا رسول اللّه و أنّ بعلى سيّد الأوصياء و ولدى سادة الأسباط » و بر يك يك سلام كرد و نامهايشان بگفت . آن زنان و حوران شاد شدند و خديجه را گفتند : فراگير وى را پاك و پاكيزه و ميمون و خجسته ، بركت كناد در وى و در نسل وى و برفتند و اهل آسمانها يكديگر را بشارت دادند به ولادت فاطمه و نورى ظاهر شد در آسمانها كه فرشتگان پيش از آن نديده بودند . پس از براى اين وى را « زهرا » نام كردند . « 4 » [ 29 - رو ] فصل دويم در نامهاى وى و بعضى از فضايل وى - عليها السّلام . امام جعفر صادق - عليه السّلام - فرمود : فاطمه را نه نام است به نزديك خداى تعالى : فاطمه ، و الصديقة ، و المباركه ، و الطاهره ، و الزاكيه ، و الراضيه ، و المرضيه ،
--> ( 1 ) . ق : ندارد . ( 2 ) . ق : ندارد . ( 3 ) . ق : زعفران . ( 4 ) . ر . ك : دلائل الامامه ، ص 76 - 79 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 2 و ج 16 ، ص 80 .